تبليغاتX
زنده باد آزادی

زنده باد آزادی

32

مسعود ماهيني

فقر ، نا امني ، نبود آزادي ، فعال بودن گروههاي فشار ، فعال نبودن قانون ، كه همه ي اينها سبب نمايان شدن تيك تاك بمب هاي ساعتي ،معامله كردن ، كنار آمدن ، سازش كردن ، تسليم روز مره گي شدن ، نان به نرخ روز خوردن و ...ميشود.

اين فهرستي از دارايي هايي است كه اگر كنار هم بچينيم حتي با نگاهي سرسري به آنها، پي به اين حقارت و گرفتاري لايه ضخيمي از ريا و فريب با رنگي از تبليغات اخلاق گرايانه و با رفتارهاي شبه محترمانه در زنده گي مان خواهيم برد . زنده گي نفرت انگيز و كسالت آور كه جز طعنه و نيشخند در مقابل آنهادر حال حاضر كاري نميشود كرد . 

طعنه هاي تلخ در مقابل چهره هايي كه ريا كاري هايشان را پشت اخلاق گرايي پنهان ميكنند .

زنده گي دشواري است .انسانهايي شده ايم تنها ،تنهاي تنها ، اعصابمان برهنه شده در مقابل محيط ، بي تفاوت نسبت به محيط ، احساسي همزاد  با نا امني نسبت به محيط.

ز ايران و از ترك و از تازيان

نژادي پدي آمد اندر ميان

نه دهقان ، نه ترك و نه تازي بود

سخن ها به كردار بازي بود

همه گنج ها زير دامان نهند

بكوشند و كوشش به دشمن دهند

به گيتي كس را نماند وفا

روانها و زبانها شود پر جفا

بريزند خون از پي خواسته

شود روزگار بد آراسته

زيان كسان از پي خويش

بجويند و دين اندر آرند پيش - فردوسي ـ

 

به پيشواز ۱۸ تير مي رويم ، روز بيداري چشمان ملت ايران . در آينده نزديك بيشتر در اين باره صحبت با هم خواهيم كرد.

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 18:48  توسط مسعود ماهینی  | 

عكسهاي از نمايشگاه جنگ بس

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 13:36  توسط مسعود ماهینی  | 

وانموده‌هاي «صلح بس» و نمودهاي «جنگ بس» ماهيني نوشته حمید موذنی

پوستر نمايشگاه جنگ بس 7 تا 14 ارديبهشت ماه 1386

يادداشتي بر نمايشگاه كانسپچوال آرت كاريكاتورهاي مسعود ماهيني
حميد موذنيحميد مؤذني

مسعود ماهيني با نگاهي متعهد و زيبايي شناختي در آخرين نمايشگاه آثار كاريكاتور خود معظل بزرگ كنوني بشر يعني جنگ و تروريزم را مورد مداقه قرار داده است. فضاي كانسپچوال گالري و گفتمان آثار كاريكاتور و عناصر مفهومي ديگر در اين نمايشگاه از چند جهت قابل بررسي و تأمل است كه در ادامه مي‌آيد:
• «وانموده‌هاي تقابلي» و «جنگ بس» تعاملي
مسعود ماهيني، كاريكاتوريست بوشهري نماد تأثير و تأثير متقابل امروزين بشري در هر نقطه از جهان و تقابل و تعامل حاشيه و متن در جهان پست مدرنيته است. ماهيني در يك بندر حاشيه‌اي و پيراموني از كشور پيراموني ايران متأثر از نمودها و واقعياتي كه به عينه مشاهده مي‌كند و همچنين وانموده‌هاي بودرياري رسانه‌ها در تقابل با تقابل به گونه‌اي مدرن در حُسن تعامل و قبح خشونت و تقابل به «جنگ بس»‌مي‌رسد. « جنگ بس»‌صداي گمشده‌ي نمود مردم جهان است كه گمشده در بزرگراه وانموده‌ها است. همانگونه كه «بودريار» به مثال وانموده‌ها در سينما از « ماتريكس »‌به « گمشده در بزرگراه »‌«‌ديويد لينچ» اشاره مي‌كند، ماهيني تلاش مي‌كند صداي گمشده صلح را فرياد بزند. ماهيني بوشهري در اين گالري تمام تلاش خود را معطوف به تقابل با مشكلات خشونت بار انسان امروزي و جنگ و خشونت مي‌كند.
• تقابل زيبايي شناختي و كيچ .
ماهيني در آغاز نمايشگاه تصاوير كپي شده از جنگ طلبان كلاسيك و پست مدرن را در قطع A4 و عمودي بصورت پراكنده نصب نموده و در ميان اين تصاوير نيز دو كاغذ A4 سفيد نصب كرده است. اين كاغذهاي سفيد كه كاركردي بين متني دارند. نكته‌ي در خور توجه اين بخش تأكيدي است كه بر نظريه وانموده‌هاي «‌ژان بودريار» مي‌نمايند. اين كاغذ هاي سفيد را مي‌توان از عكس دانشجوي تروريست كره‌اي در دانشگاه ويرجينيا، خفاش شب تهران و يا مدير شبكه فاكس نيوز و يا حتي تهيه‌كننده و كارگردان فيلم سينمايي پرل هاربر و يا ديكتاتوري ديگر پرينت گرفت و يا كپي كرد و … يا و كسي ديگر !! كاغذهاي سفيد سكوت بين سطور است و مخاطب را به شعري فرا مي‌خواند كه هر كسي از ظن خود شد يار من.
بومي جهان وطني
مسعود ماهيني هنرمند متعهدي است. اونه مانند نويسنده و كارگردانهاي تئاتر بوشهر به سراغ نخل و ناخدا و عشق‌هاي ناكام جاشوان به پريها و رئيسعلي رفته تانوستالژي را دراماتيك كند و نه مانند سياسيون روزنامه نگار و محافظه كار توسعه استان را گريز گاهي براي گريز از پرداخت به معظلات سياسي و اجتماعي كرده است.
نمايشگاه «جنگ بس» او درد مشترك است و بجاي پرداختن به پارس جنوبي و عسلويه، به سراغ نقد جنگ وتروريزم رفته كه مايه سرافكندگي انساني هزاره‌ي سوم است. واقعيت اين است كه در وضعيت فعلي توسعه استان، تصعيدي (والايش ، جابجايي اهداف غزيزي) شده تا افراد سياسي و برخي روزنامه نگاران اصلاح طلب بتوانند نشريات خود را ازنقد مدرن و روشنفكري تهي كرده و به معظلاتي بپردازند كه دغدغه‌ ملي و جهاني و حتي محلي چه بسا نباشد.

• كاريكاتورها و كانسپچوال
ماهيني به صورت خيلي خلاقانه به جاي كارهاي كليشه‌اي و نصب كاريكاتورها در قاب و آويزان كردن ساده‌ي آنها از ديوار تلاش كرده با بهره وري زيبايي شناختي از فانوس، تلويزيون، بند، تخته پاره‌ها،‌ شمع، پوكه و … به تقبيح جنگ بپردازد. پخش موسيقي پينك فلويد نيز درسالن كوچك نمايشگاه به تأثيرگذاري بيشتر بر مخاطب ياري مي‌رساند.
واقعيت اين است كه «كانسپچوال آرت» و «ويديو آرتها» به واسطه استفاده دگرگونه از ابزار و آلات ملموس و عناصر پيراموني و صيقل خلاقانه هر كدام با عبور از مدلولهاي سابق به دالهاي جديدي مي‌رسند تا ذهن نوگرا را لذت و اذهان كليشه‌اي را تلنگر بزند. تا از جزئيات فاصله گرفته و از زاويه‌اي تازه به پيرامون و عناصر بنگرد. ماهيني با بهره وري از قدرت تأثيرگذار كانسپچوال و هنر قدرتمند كاريكاتور به تلفيقي هنرمندانه در اين نمايشگاه دست يافته‌ كه اين نمايشگاه به چند بار ديدن و تأويلهاي از نو، مخاطب را دعوت مي‌كند.

• گفت و گوي تمدنها و جنگ بس
سال 2001 به واسطه ايده سيد محمد خاتمي رئيس جمهور به عنوان سال گفت و گوي تمدنها ناميده شد اما تقابل گرايان كه استراتژي «تقابل تمدنها» را چندين سال طراحي و برنامه ريزي كرده بودند در همان سال 2001 وانموده‌ي تقابل را بجاي گفت و گو به گفتمان تبديل كردند. آسمان نيويوك در 11 سپتامبر 2001 وانموده‌اي شد كه ضرب المثل «هر جا روي آسمون به همين رنگه» ماهيت جهاني پيدا نمايد در واقع منبعث از اين رويداد افراد و سازمانهاي قائل به گفت و گو به واسطه عدم درك صحيح جهان پست مدرن و وضعيت اغوا كننده رسانه‌ها قافيه را باختند. ماهيني منعبث از ايده‌ي گفت و گوي تمدنها نه در جهان مجازي بلكه در سالن عيني حوزه هنري از دنياي وانموده‌ها آثار نمودين از كاريكاتوريستهاي مطرح جهان را در نقد وانموده‌ها و جنگ پرينت گرفته و گفت و گويي جهاني را در آن سالن به تصوير كشيده است. ماهيني ايراني، آرس كوبايي، كوزوبوكسين اوكراين و چند كاريكاتوريست ديگر نه در چت روم مجازي بلكه در اين سالن كوچك در بوشهر ميز گردي از كاريكاتورهاي ضد جنگ را برپا كردند و مخاطبين در يك هفته بصورت Live مي‌توانستند در يك گفت و گوي جهاني در بوشهر شركت نمايند.

 


 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 13:24  توسط مسعود ماهینی  |