
گزارشگري مغرضانه وتحقیر آمیز جواد خياباني
در بازي فوتبال "شاهين بوشهر- پرسپوليس

۳ نفر از روزنامه نگاران بوشهري با شكايت شفيعي به دادگاه احضار شدند
پيش از اين شفيعي عده اي از روزنامه نگاران را مگسهايي خواند كه روي
هر چيزي مي نشينند

من مرگ خوشتن را
با فصلها در میان نهاده ام و
با فصلی که در می گذشت؛
من مرگ خویشتن را
با برفها در میان نهادم و
با برفی که می نشست؛
با پرنده ها و
با هر پرنده که در برف
در جست و جوی
چینه ئی بود.
با کاریز
و با ماهیان خاموشی.
من مرگ خویشتن را با دیواری در میان نهادم
که صدای مرا
به جانب من
باز پس نمی فرستاد.
چرا که می بایست
تا مرگ خویشتن را
من
نیز
از خود نهان کنم
احمد شاملو

اين دود سيه فام كه از بام وطن خاست
از ماست كه بر ماست
وين شعله سوزان كه برآمد ز چپ و راست
از ماست كه بر ماست
جان گر به لب ما رسد، از غير نناليم
با كس نگساليم
از خويش بناليم كه جان سخن اينجاست
از ماست كه بر ماست
ما كهنه چناريم كه از باد نناليم
بر خاك بباليم
ليكن چه كنيم ، آتش ما در شكم ماست
از ماست كه بر ماست
............................................................................................
گوييم كه بيدار شديم! اين چه خيالي است
بيداري ما چيست؟
بيداري طفلي است كه محتاج به لالا است
از ماست كه بر ماست
ملك الشعرا بهار

فقر ، نا امني ، نبود آزادي ، فعال بودن گروههاي فشار ، فعال نبودن قانون ، كه همه ي اينها سبب نمايان شدن تيك تاك بمب هاي ساعتي ،معامله كردن ، كنار آمدن ، سازش كردن ، تسليم روز مره گي شدن ، نان به نرخ روز خوردن و ...ميشود.
اين فهرستي از دارايي هايي است كه اگر كنار هم بچينيم حتي با نگاهي سرسري به آنها، پي به اين حقارت و گرفتاري لايه ضخيمي از ريا و فريب با رنگي از تبليغات اخلاق گرايانه و با رفتارهاي شبه محترمانه در زنده گي مان خواهيم برد . زنده گي نفرت انگيز و كسالت آور كه جز طعنه و نيشخند در مقابل آنهادر حال حاضر كاري نميشود كرد .
طعنه هاي تلخ در مقابل چهره هايي كه ريا كاري هايشان را پشت اخلاق گرايي پنهان ميكنند .
زنده گي دشواري است .انسانهايي شده ايم تنها ،تنهاي تنها ، اعصابمان برهنه شده در مقابل محيط ، بي تفاوت نسبت به محيط ، احساسي همزاد با نا امني نسبت به محيط.
ز ايران و از ترك و از تازيان
نژادي پدي آمد اندر ميان
نه دهقان ، نه ترك و نه تازي بود
سخن ها به كردار بازي بود
همه گنج ها زير دامان نهند
بكوشند و كوشش به دشمن دهند
به گيتي كس را نماند وفا
روانها و زبانها شود پر جفا
بريزند خون از پي خواسته
شود روزگار بد آراسته
زيان كسان از پي خويش
بجويند و دين اندر آرند پيش - فردوسي ـ
به پيشواز ۱۸ تير مي رويم ، روز بيداري چشمان ملت ايران . در آينده نزديك بيشتر در اين باره صحبت با هم خواهيم كرد.